مرمخ محمدرضا محمدي خواه
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مختصات: ۲۹″ ۵۲′ ۵۲°شرقی ۲۰″ ۵۹′ ۲۹°شمالی (نقشه)
نقش رستم نام مجموعهای باستانی در روستای زنگیآباد واقع در شمال شهرستان مرودشت استان فارس ایران است که در فاصلهٔ ۶ کیلومتری از تخت جمشید قرار دارد. این محوطهٔ باستانی یادمانهایی از عیلامیان، هخامنشیان و ساسانیان را در خود جای دادهاست و از حدود سال ۱۲۰۰ پیش از میلاد تا ۶۲۵ میلادی همواره مورد توجه بودهاست زیرا آرامگاه چهار تن از پادشاهان هخامنشی، نقش برجستههای متعددی از وقایع مهم دوران ساسانیان، بنای کعبه زرتشت و نقشبرجستهٔ ویرانشدهای از دوران عیلامیان در این مکان قرار دارند و در دورهٔ ساسانی، محوطهٔ نقش رستم از نظر دینی و ملی نیز اهمیت بسیار داشتهاست. در گذشته، نام این مکان سهگنبدان یا دوگنبدان بودهاست که در بین مردم منطقه، به نامهای کوه حاجیآباد،کوه استخر یا کوه نِفِشت نیز خوانده میشد و احتمالاً نام نقش رستم پس از آنکه ایرانیان بین رستم، پهلوان شاهنامه و سنگنگارههای شاهان ساسانی ارتباط برقرار کردند به این مکان داده شد. قدیمیترین نقش موجود در نقش رستم مربوط به دورهٔ عیلام است که نقش دو ایزد و ایزدبانو و شاه و ملکه را بهتصویر کشیده بود ولی بعدها در دورهٔ ساسانی، بهرام دوم بخشهایی از آن را پاک کرد و نقش خود و درباریانش را به جای آن تراشید. کعبه زرتشت بنای سنگی و بُرجمانند موجود در این محوطهاست که به احتمال زیاد در دورهٔ هخامنشی ساخته شده بود و کاربرد آن تاکنون مشخص نشده است؛ بر سه گوشهٔ این بنا دو کتیبه از شاپور اول و کرتیر نوشته شدهاست که از نظر تاریخی ارزش زیادی دارند. چهار آرامگاه دخمهای در سینهٔ کوه رحمت کنده شدهاند که متعلق به داریوش بزرگ، خشایارشا، اردشیر یکم و داریوش دوم هستند که همهٔ آنها از ویژگیهای یکسانی برخوردارند. اردشیر بابکان نخستین کسیست که در این محوطه، سنگنگارهای تراشید و صحنهٔ تاجگیریاش از دست اهورامزدا را ثبت کرد. پس از وی نیز شاهان ساسانی صحنههای تاجگذاریشان یا شرح نبردها و افتخارتشان را بر سینهٔ کوه نقش کردند. اینکه اردشیر و پسرش شاپور دوم نقشبرجستههایی را در کنار نقشبرجستههای همتایان هخامنشی خود در نقش رستم تراشیدند، احتمالاً نشان از راهکردی فرهنگی و سیاسی در تقلید از گذشته داشتهاست.
نام و پیشینهنقش رستم در شمال مرودشت و در فاصلهٔ ۶ کیلومتری از تخت جمشید بر دنبالهٔ کوهی که مردم محلی آن را حسینکوه میخوانند، واقع شدهاست. وقتی بر سکوی تخت جمشید قرار بگیریم، حسینکوه را بهخوبی میبینیم که بهصورت سه صخرهٔ بزرگ سر بر هوا کشیدهاست، به همین دلیل در گذشته به آن سهگنبدان میگفتهاند.[۱] حسینکوه و محوطهٔ نقش رستم در بین مردم محلی به کوه حاجیآباد، کوه استخر یا کوه نِفِشت معروف است ولی کتزیاس از آن با نام کوه دوگنبدان یاد میکند و میگوید:[۲] «کالبد پادشاهان ایران را به پارس برده، در کوه دوگنبدان بهدرون آرامگاه میگذاشتند. داریوش فرمان داد تا در کوه دوگنبدان آرامگاهی درآوردند. این کار چنانکه خواست وی بود، انجام شد.» دیودور سیسیلی (کتاب ۱۷، بند ۷۱) نیز آرامگاههای نقشرستم را این گونه یاد کردهاست که راهی برای ورود به آرامگاهها نبوده و تابوت را با اسبابی به درون مقبره وارد میکردند.[۳] احتمالاً سنگنگارههای شاهان ساسانی، که یادآور و تداعیکنندهٔ جنگها و پیروزیهای رستم، پهلوان بزرگ شاهنامه بود، باعث شد تا ایرانیان این سنگتراشیها را که چیرگی پهلوانان بر دشمنان را نشان میداد، نقش رستم بنامند.[۴] اردمان و اشمیت بر این باورند که اهمیت نقش رستم به آن حد بودهاست که تصاویر سازههای برجشکل بر روی نخستین سری سکههای ضرب شده در تاریخ ایران (۳۰۰ تا ۱۵۰ پیش از میلاد مسیح) اشاره مستقیم به آن مکان داشتهاند.[۵] سازههای پاسارگاد و نقش رستم از دیدگاه معماری نیز اهمیت دارند و بعدها خود الگویی برای ساخت سازههایی چون نیایشگاه نورآباد شدند.[۶] دیوید استروناخ بر این باور است که سازههای هخامنشی در پاسارگاد و نقش رستم میتوانستهاند تاثیر پذیرفته از هنر اورارتویی در نیایشگاههای برجشکل اورارتو باشند.[۷] اما خانم هاید ماری کخ معتقد است که شکل آرامگاههای هخامنشی در نقش رستم، کاملاً ابتکاری و حاصل نوآوری داریوش بزرگ بودهاست.[۸] نشانهای از آنکه اردشیر بابکان اطلاعات دقیق و یا آگاهی روشنی دربارهٔ هخامنشیان میداشت در دسترس نیست. اما این حقیقت که او و پسرش شاپور دوم نقشبرجستههایی را در کنار نقشبرجستههای همتایان هخامنشی خود در نقش رستم تراشیدند، نشان از راهکردی فرهنگی و سیاسی در تقلید از گذشته داشتهاست.[۹] کاوشها![]()
تصویری از کاوشهای انجامشده توسط مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو در محوطهٔ نقش رستم.
نقش رستم برای نخستین بار در سال ۱۹۲۳ میلادی (۱۳۰۲ خورشیدی) توسط ارنست هرتسفلد بررسی و کاوش شد. هرتسفلد دیوارهٔ بیرونی سازههای دژگونهٔ ساخته شده از آجرهای گلین مربوط به دوران ساسانی را بررسی کرد و بقایای برج و باروهایی که در دورهٔ ساسانی برای محافظت از این مکان به دور آن کشیده شده بود را از خاک بیرون آورد.[۱۰] همچنین، این محوطه در چندین فصل در بین سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ میلادی مورد کاوش گروه مؤسسه خاورشناسی دانشگاه شیکاگو به رهبری اریک فریدریش اشمیت قرار گرفت و آثار مهمی همچون نسخهٔ پارسی میانه کتیبه شاپور و برخی از سنگنگارههای مدفون از دورهٔ ساسانی، در خلال این کاوشها یافت شدند.[۱۱] در کاوشهای مرکزی، اشمیت به یک ساختمان رسید و در بخشهای غربی بازماندههای دو ساختمان ساخته شده از آجرهای گلین پیدا شدند. در غرب قلهٔ کوه، یک آبانبار چندضلعی (با قطر ۷٫۲ متر) که از سنگهای خود محل ساخته شدهبود از زیر خاک بیرون آورده شد.[۱۲] نقش عیلامینوشتار اصلی: نقشبرجسته عیلامی در نقش رستم
![]()
آثار بهجامانده از نقوش عیلامی که در میان تصویر، نقش بهرام دوم مشخص است.
قدیمیترین نقش موجود در نقش رستم مربوط به دورهٔ عیلام است که بعدها بهرام دوم آن را محو کرد و نقش خود و درباریانش را جایگزین آن نمود اما اندکی از نقش پیشین سالم ماندهاست و میتوان آن را با توجه به نقشبرجستهٔ کورنگان تا حدودی بازشناخت.[۱۳] آنچه که از این نقش باقی مانده، دو ایزد و ایزدبانو را نشان میدهد که بر روی تختی که پایههای آن بهصورت مارهای پیچیده است، نشستهاند و در سمت راست و چپ آنها اشخاص دیگری ایستادهاند.[۱۴] در تصویر سمت راست، پیکر کامل مردی با ریش و موی بلند نقش شده که کلاه گردی به سر دارد و با یک بند، آن را بستهاست و ردای بلندی بهتن دارد. این مرد به حالت احترام دستهایش را به سینه گذاشته و رو به خدایی دارد که نقشش محو شدهاست. در سمت چپ تصویر، اثر شخصی دیگر قابل تشخیص است که تاجی کنگرهدار بر سر نهاده و چهرهٔ ظریف و بیریشی دارد که زن بودن وی را نشان میدهد. ایندو شخص را شاه و ملکه میدانند که در پیشگاه ایزد و ایزدبانو در حال نیایش بودهاند؛ از نقش ایزد و ایزدبانو اثرات اندکی بهجای مانده، ولی قابل تشخیص نیست.[۱۵] دربارهٔ پیشینه و تاریخ این نقش، عقاید مختلفی وجود دارد؛ ارنست هرتسفلد و هایدماری کخ قدمت آن را مربوط به ۴۰۰۰ سال پیش میدانند[۱۶] اما شاپور شهبازی معتقد است که شکل کلاه پادشاه و تاج ملکه، همانند نقوشی هستند که تاریخشان حدود ۸۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد است و از سوی دیگر، تخت ایزد و ایزدبانو که به شکل مار است، همانند نقشبرجستهٔ کورنگان به حدود ۱۲۰۰ سال پیش از میلاد بازمیگردد. بنابراین نگارههای عیلامی نقشرستم در دو دورهٔ متفاوت کندهکاری شدهاند.[۱۷] عیسی بهنام هم تاریخ این نقوش را حدود ۱۲۰۰ قبل از میلاد میداند.[۱۸] کعبه زرتشتنوشتار اصلی: کعبه زرتشت
کعبهٔ زرتشت نام بنای سنگی چهارگوش و پلهداریست که فاصلهٔ آن تا کوه، ۴۶ متر است و دقیقاً روبهروی آرامگاه داریوش دوم قرار دارد. جنس مصالح این بنا از سنگ آهک سفید و بلندی آن با احتساب پلههای سهگانه به ۱۴٫۱۲ متر میرسد و تنها یک در ورودی دارد که ۱٫۷۵ متر بلندی و ۸۷ سانتیمتر پهنا دارد و دری دو لنگهای و بسیار سنگین داشتهاست و جای پاشنههای پایینی و بالایی هر لنگه در سنگ کنده شده و بهخوبی معلوم است.[۱۹] این درگاه به وسیلهٔ پلکانی سی پلهای از جنس سنگ به درون اتاقک آن راه مییابد. این بنا در دورهٔ هخامنشی ساخته شده و از نام آن در آن دوران اطلاعی در دست نیست ولی در دورهٔ ساسانی به آن بُن خانک گفته میشده[۲۰] و اصطلاح کعبهٔ زرتشت در دوران اخیر و از حدود قرن چهاردهم میلادی به این بنا اطلاق شدهاست.[۲۱] کاربرد بنای کعبهٔ زرتشت همواره مورد مناقشهٔ باستانشناسان و پژوهشگران بودهاست و دیدگاهها و تفسیرهای گوناگونی دربارهٔ کاربرد آن ذکر شدهاست اما چیزی که تفسیر آن را دشوارتر هم میکند، وجود بنای مشابهی در پاسارگاد است که هر احتمالی را باید با شرایط آن نیز سنجید و تفسیر مشابهی برای هردو در نظر گرفت.[۲۲] برخی از باستانشناسان این بنا را آرامگاه دانستهاند[۲۳] و بعضی دیگر مانند رومن گیرشمن و اشمیت، گفتهاند که کعبهٔ زرتشت آتشگاهی بودهاست که آتش مقدس را در درون آن قرار میدادهاند و در مواقع انجام تشریفات مذهبی از آن استفاده میکردهاند.[۲۴] گروهی دیگر از جمله هنری راولینسون و والتر هنینگ معتقدند که این بنا گنجخانه و محل نگهداری اسناد دینی و اوستا بودهاست.[۲۵][۲۶] گروه اندکی هم این بنا را پرستشگاه آناهیتا میدانند و معتقدند که مجسمهٔ این ایزدبانو در کعبهٔ زرتشت نگهداری میشدهاست.[۲۷][۲۸] شاپور شهبازی معتقد است کعبهٔ زرتشت یک آرامگاه هخامشی بودهاست که در دورهٔ ساسانی از آن بهعنوان مکانی همانند گنج خانهٔ اسناد دینی استفاده کردهاند.[۲۹] بر بدنهٔ شمالی، جنوبی و خاوری این برج، سه کتیبه به سه زبان پهلوی ساسانی، پهلوی اشکانی و یونانی در دورهٔ ساسانیان نوشته شدهاست.[۳۰] که یکی به شاپور اول ساسانی و دیگری به موبد کرتیر تعلق دارند و چنانکه والتر هنینگ گفتهاست، «این کتیبهها مهمترین سند تاریخی از دورهٔ ساسانی میباشند.»[۳۱] ساختمان کعبهٔ زرتشت از نظر تناسب اندازهها، خطوط و زیبایی خارجی، بنای زیبایی است که از نظر اصول معماری نمیتواند مورد ایراد قرار گیرد.[۳۲] آرامگاههای هخامنشیشاهان هخامنشی پس از داریوش بزرگ، آرامگاههایشان را بر دیوارههای حسینکوه ساختهاند که به ترتیب زمانی، متعلق به داریوش بزرگ، خشایارشا، اردشیر یکم و داریوش دوم هستند. ریچارد فرای مینویسد که این آرامگاهها باید در دل سنگهای کوه ساخته میشدند تا از آلودهشدن خاک زمین بر اثر برخورد با جسد انسان جلوگیری شود.[۳۳] با آنکه روش سنگتراشی سازندگان بنا برگرفته از تمدن اورارتویی است،[۳۴] پیکره و گسترهٔ نمای بیرونی آرامگاههای هخامنشی و ویژگیهای درونی آنها، حاصل نوآوری و خلاقیت داریوش بزرگ بوده[۳۵] و هیچ نمونهٔ همانندی برای آن در خاور نزدیک، مصر، یا یونان پیدا نشدهاست.[۳۶] تنها چند گور صخرهای در شمال غربی ایران و کردستان عراق یافت شده که مدتها به عنوان گور مادی و الگوی کار داریوش پنداشته میشد اما اینک روشن شدهاست که این آرامگاهها، برگرفته از آرامگاه داریوش بودهاند.[۳۷] داریوش و جانشینانش آرامگاههای در سنگ کندهشده فراهم میآوردند و پس از آنها، در دورههای آینده نیز این روش کمابیش به صورتهای گوناگون رواج پیدا کرد و تا زمان آل بویه (سدهٔ دهم میلادی) ادامه یافت، چنانکه آرامگاههای پادشاهان آل بویه در کوههای اطراف ری، نزدیک تهران هم از این دست آرامگاههای در سنگ درآورده شدهاند.[۳۸] آرامگاه داریوش بزرگنوشتار اصلی: آرامگاه داریوش بزرگ
گویا داریوش ساخت آرامگاه خود را همزمان با ساخت کاخ آپادانای شوش و تخت جمشید در سال ۵۱۹ پیش از میلاد آغاز کرده و ساخت آن روزگاری پیش از مرگش پایان یافتهبود.[۴۱] پیکره و گسترهٔ نمای بیرونی آرامگاه نظرات شما عزیزان: |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
[ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |